![]() |
![]() |
|
| دست نوشته هاي يک جانباز 70% |
|
شهید شد آیا میتوان این دو جمله را توصیف کرد؟
(محمود تمدن) یا ( شهید شد ) را ؟ آیا کسی را توان تحقیق هست ؟ که ، چرا؟ چطور ؟ میشد کمک کرد ؟ البته نه آنطور که بعضی ها میگویند (راحت شد ) . بلکه کمک میکردیم عمر بیشتری میداشت ، دنیارا بیشتر حس میکرد . آنچه را من و شما هر لحظه حس میکنیم ، یا بعضی افراد ، بعضی وقتها ایکاش او هم حس میکرد !!! بنظرم از همه مقصر تر خودم هستم ، میتونستم وقت بیشتری برایش بگذارم ولی .... میتونستم عمرم را ، جانم را ، برایش بگذارم ولی ....... انگار منهم مثل بقیه به عمر خودم ، و به جانم ، وابسته بودم و ...... از جان گذشتگی نکردم ....... خب چطور میتونم از بقیه یا مسئولین ، انتظار وقت گذاشتن برای او را داشته باشم خدایا کمکم کن بتونم بفهمم . اول خودم را ، بعد دیگران را .... ولی مثل اینکه اول ترا باید بفهمم بعد ....... چون اشکال اول در فهمیدن حرف اصلی است { خدا } بنظرم مسئولین از بسکه کار زیاد دارند وقتی برای شناختن حرف اصلی ندارند . چه برسه برای شناختن محمود تمدن یا ...... درست گفتم ؟ ما اصلا حرف اصلی نیستیم . حرف اصلی حرف دیگری است . بهمن . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/15ساعت 7 بعد از ظهر توسط بهمن تاجدولتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| موسیقی متن |
|
*
*
|
| پیوندهای روزانه |
|
روزنوشتهای جانبازی ساقی نامه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|

